اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخهای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبههای داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی میشود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز میتوان خواند. ایالت پارتی ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود میشد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران میزیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.
این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ های ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگهای خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.
پیدایش:
به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت ها را پی ریزی نمود.
وی در آساک واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد. سلوکوس دوم برای باز پس گيری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخشهای شمال شرقی ايران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر سیاست جانشین او، دیودوتوس دوم، که با اشک یکم متحد شد، سلوکوس دوم تنها ماند. اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپها پس نشست تا شاید در دشتهای هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.[1] اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پيش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نيز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم شکستن شورش ساتراپهای باختر ایران رهسپار خاور شد؛ اشک دوم به ناچار اکباتان را رها نمود و همچون پدرش به استپ ها پس نشست. آنتیخوس پس از باز پس گیری شهرهای تامبراکس و سورینکس و چند پیروزی بر پارتهای در حال عقب نشینی از پیش روی در استپها خودداری نمود و بنا به دلایل نامعلوم (شاید پس از شکست از اوتیدم (جانشین دیودوتوس دوم شاه یونانی - بلخی) با اشک دوم صلح نمود. نکته جالب توجه در این عقب نشینی پارتها، کشتار همه یونانیان شهر سورینکس بود؛ این مساله در تضاد با جمله های حک شده بر پشت سکه های اشکانی در آن دوره (فیل هلن [یونان دوست]) است و این نشانه دهنده سیاست واقع بینانه شاهان اشکانی و آگاهی آنان از پیوندهای میان یونانیان و سلوکیان می باشد. پس از اشک دوم دقیقا مشخص نیست چه کسی جانشین او شده، نامهایی همچون وَردان، وُنون، بلاش، خسرو و پارتامازیس آمده اند، با این حال بر سر کار آمدن نماینده شاخه فرزند کوچک تر یعنی فریاپت (حدود ۱۹۱ تا ۱۷۵ پیش از میلاد) امری مسلم است. درباره پادشاهی او و جانشينش فرهاد یکم (حدود ۱۷۶-۱۷۵ پیش از میلاد) تقریباً چیزی نمی دانیم، تنها در دو سند درباره پادشاهی فرهاد یکم آوده شده که او پس از شکست دادن قبیله «مردها» در البرز آیشان را به خاراکس نزدیک دروازه های مازندران کوچاند.
جانشین او مهرداد یکم (حدود ۱۷۱ تا ۱۳۸ پيش از میلاد) نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه يک امپراتوری خاوری رساند....
گفتاری نو پیرامون تاریخ اشکانیان
گفتاری نو
پیرامون تاریخ اشکانیان در تاریخ نامه های ملی ایرانیان ازخداینامه گرفته تا
شاهنامه فردوسی تاریخ بلندبالاو سترگ اشکانیان به فراموشی سپرده شده و نوشته قابل
توجهی ازانان در دست نیست.حتی در شاهنامه که گنجینه ای ازداستانهای پیشینیان است
نوشته هایی که درمورد تاریخ اشکانیان است از23بیت گذرنمیکند.
چون مدرک فردوسی از این داستانها خداینامه بوده به
نااگاهی خوداعتراف میکند:
از ایشان بجزنام نشنیده ام
نه درنامه خسروان دیده ام
دوره
حکومت480ساله انان دربن مایه(منابع)های پهلوی و اسلامی به 200سال رسیده است.
چکیده(خلاصه)تاریخ اشکانیان چنین است:پس از روزگار اسکندر
وضع
---------- ایران اشفته شد و در هر گوشه یکی سرکشی کرده و
حکومتی تشکیل داده بود و این پادشاهان پراکنده را ملوک الطوایف مینامند.ازمیان این
سرکشان خاندانی از نسل ارش کمانگیربه نام اشکانیان(پارتیان) روی کار امدند برخاست
که200سال بر ایران حکمرانی کردند.
شوند(سبب)اینهمه اشفتگی ها اسکندر مقدونی بود زیرا چون او از برپایی(نهضت)ایرانیان میهراسید اندیشید تا با برپایی حکومت ملوک الطوایفی کاری کند ته ایرانیان با یکدیگر متحد نشوندکه سرانجام اردشیرپاپکان به این پراکنده خدایی پایان داد.زمان دقیق ایجاد این دولت256ق.م به وسیله اشک اول بودتا224میلادی زمان کشته شدن اردوان پنجم به وسیله اردشیر بابکان. یک رویدادنگار تازی به نام (ابوالحسن مسعودی) میگوید:تنها موبدان میدانند که مدت دقیق پادشاهی اشکانیان چه میزان است و این رازی در میان پارسیان است
پارتیان به صورت کشور سازمان یافته ای درامدند.هخامنشیان خویشتن را اریایی مینامیدند و پارتیان نیز ایران را ایران شهر به معنی سرزمین اریاییان مینامیدند.درزمان فرمانروایی اشکانیان دگرگونی های بسیاری پدیدارگشت. بر شهرهای شاهنشاهی حاکمان پارتی میگماردندولی شهرهای یونان و مملکت های نظامی معمولا به صورت مشروطه اداره میشدند.
خاندان(سورن)درسیستان
حق موروثی تاج بر سر شاه گذاشتن داشتند.زیرا از سلاله اصلی پادشاهان اشکانی بودند.
پایه اقتصاد پارتیان بر پایه کشاورزی و بازرگانی استوار
بود.وصنعت اهمیت چندانی نداشت. پارتیان شهرساز هم بوده اند و شهرهایی همچون تیسفون و بلاشگرد
و...ازانان بوده است.
هنردر زمان اشکانیان
با وجود دستبردهای فراوان که به دست ساسانیان و دودمانهای پسین(بعدی)انجام شد انقدر اثار هنری از پارتیان به جا مانده که بتوان بررسی اجمالی از دگرگونی های ان دوره به عمل اورد.مرحله درامیختگی(التقاط) که شیوه های کهن شرقی و یونان ان دوره را درامیخته بود یکی از دگرگونی هایی بود که در ان دوره رخ داد.بعدها این نقش ها ترکیبی ساخت که به سبک پارتی شناخته شد.
پذیرش هنر
یونانی سخت در ان دوره هنر شرقی را دگرگون کرد.بسیاری نماهای نیمرخ و ثابت و خشک
وکنده کاریها و برجسته کاریها از دگرگونی هنر در ان دوره خبر میداد.هنرمندان پارتی
نخستین هنرمندانی بودند که ناگزیر شدند با هنریونانی دست و پنجه نرم کنند وشیوه
های ان را بپذیرند.اما اگر در این موارد ابداع و نواوری هم میشده خود دارای سنت و
سابقه ای کهن حتی بسیار کهن تر از دوره هخامنشیان بوده است.
شیران پاسدار و برجستگیها و کنده کاریهای سترگ همه در
برپایی هنر نوین ان دوره نقش داشتند.شگفت اورتر این که نمونه های بارز هنر پارتی
در جاهایی یافت شده که به هیچ روی پارتی نیست!!
اینها را در پالمیر (محلی در سوریه فعلی )یافتند.اصول
این سبک پارتی در پرستشگاه های پالمیر به طور شگفت اوری به کاربرده شده است.مردم
قلمرو پارتی هرگز با هنر یونانی و رومی مخالفت نداشتند.هیچ شرحی از هنر پارتی
نمیتواند بیانگر و نمایانگر تمرکز های نابرابر کاوشها نباشد.هنر پارتی نخست در
جنوب شاهنشاهی ان زمان پدیدار گشت سپس به مناطق دیگر راه یافت.
در ان دوره نشانه های سنتی اشکال و اشیا و اعمال جایگزین نگاشتن طبیعت به شیوه ای زیبا و دلپسند گشت. دو سه سده بیش زمان لازم نبود تا هنر ایرانی فوری دگرگون شود.
دین در ان زمان
دین ایران باستان به سبب کمبود اسناد وشواهد امری است رازگونه.هنگامی که به اشارات و کنایات دقت میکنیم نیک در مییابیم که انان خدایان طبیعی را پرستش میکردند.شاید این خدایان در محیطی از اندیشه های مناسب فرمانروا یان که محدود به جنگ و باروری و تناسل بودند شایستگی داشتند.میان دین کهن ایرانیان و هندیان پیوندهای مشترکی یافت میشود که مربوط به پیش از مهاجرت انان میشود.
در چنین محیطی
زرتشت سپندینه(مقدس) گام به هستی نهاد.شواهد نشان میدهند که وی در600پیش از میلاد
میزیسته است وجایگاه پنددهی و راهنمایی مردم را داشته است.که ویشتاسب پادشاه پیشین
ایران زمین به او جایگاهی در خور او میدهد. اما به راستی مضمون سخنان و اموزش های
او چه بود؟؟؟
ایین زرتشت هنوز هم درایران و هند پیروانی دارد ازاین
گروه ها نوشته های مقدسی به نام اوستا بدست امده است.پنج مجموعه شعر به نام گاتها
بدست امده که میتوان گفت این نوشته ها از زمان زندگی زرتشت تا پایان دوره ساسانیان
یافت شده.
بردباری و احترام به ادیان گوناگون در زمان اشکانیان اجازه ی شکوفایی بسیاری از مذاهب را میداد.در زمان پارتیان هنگامی که کسی درمیگذشت پیکر بی جان او را در هوای ازاد میگذاشتند و پس از تجزیه بدنش استخوان هایش را گرداوری میکردند و در محلی دور رها میکردند.
آداب و رسوم
اشکانیان سعی در احیا و پیروی از آداب و رسوم اصیل ایرانی میکردند و میکوشیدند تا از تأثیرات فرهنگ یونانی بکاهند. البته فرهنگ یونانی و آداب دیگر ملل نیز علاقهمندانی داشت.
اشراف و بزرگان در دروران اشکانی با اسب عجین بودند و شیرینترین تفریح برای آنها شکار بود. چوگان نیز که در دورهٔ اشکانیان پدید آمد نیز از تفریحات محبوب بود. آنها علاقهٔ بسیاری به جشن و ضیافت داشتند و به همین دلیل موسیقی نیز مورد توجه بود. از زندگی عامهٔ مردم به دلیل کمبود مدارک باستانی اطلاعت زیادی در دست نیست.
زبان و فرهنگ اشکانی
زبان پارتها از خانوادة زبانهای هند و اروپایی و از دستة زبانهای ایرانی میانه است و آن زبانی است که به نام پهلوی معروف گردیده است
زبان پهلوی
شمالی را پارتی یعنی اشکانی و زبان پهلوی جنوبی را پارسیک یا پهلوی ساسانی می
نامند .
اشکانیان
از بدو تأسیس دولت خود تا زمان گودرز اشک بیستم (51 م ) تحت تأثیر هلنیسم و یونان
مآبی قرار گرفتند . در این دوره پادشاهان و شاهزادگان اشکانی غالباً به زبان
یونانی آشنا بودند . چنانکه اردوان اول اشکانی و ارد اول این زبان را بخوبی می
دانستند . فرهنگ و آداب یونانی آنقدر در این دوره رواج داشت که پادشاهان اشکانی
چون ارد بآسانی از نمایشهایی که هنرمندان یونانی می دادند استفاده می کردند . اما
دانستن زبان یونانی از زمان گودرز به بعد رو به انحطاط گذارد. زیرا ، خطوط یونانی
سکه های آن زمان خوانا نیست .
خط ملی
اشکانیان ، خط آرامی بود که از زمان هخامنشیان به ایشان به ارث رسیده بود.بعضی از
پادشاهان ایشان مانند : مهرداد چهارم و بلاش اول و اردوان پنجم سکه های خود را به
زبان پهلوی و خط آرامی ضرب کرده اند .
از
جمله از اسناد که در این زمان پیدا شده ، قباله ای است مربوط به فروش یک تاکستان
به زبان پهلوی و خط آرامی که در اورامان کردستان بدست آمده است .
شهرها و پایتختها
پایتخت دولت اشکانی بر حسب توسعة آن کشور تغییر می کرد . زمانی که اشکانیـان در سرزمین پـارت حکومــت داشتند ، پایتخت آنان در شهر نسـا ( نزدیک عشق آباد ) و سپس در شهر اساک نزدیک قوچان بود . در زمان تیرداد اول پایتخت خود را به هکاتم پیلس یا شهر صد دروازه در نزدیکی دامغان انتقال دادند ، بعداز آنکه مرز ایشان به رود فرات رسید شهر تیسفون را که در جانب چپ دجله مقابل شهر سلوکیه ساخته بودند به پایتختی برگزیدند . پادشاهان اشکانی به مناسبت تغییر فصل در شــهـرهای مختـلف ایران از قبیـل ری و همـدان و گرگـان و بابل گردش می کردند .
در زمان بلاش اول شهر جدیدی به نام ولاشکرد در نزدیکی بابل بوجود آمد . ظاهراً قصد بلاش از ایجاد این شهر آن بود که یک مرکز جدید بازرگانی به جای شهر قدیم سلوکیه تأسیس کرده باشد .
تمدن اشکانی
پایتخت اشکانی
اشکانیان نخست پایتخت خود را در شهری نزدیک دامغان قرار داده بودند که به «شهر صددروازه» معروف بود. اما بعد چون پیوسته با سلوکیان و سپس با رومیان در مغرب زدو خورد داشتند، شهر تیسفون را در کنار رود دجله و نزدیک شهر سلوکیه که یونانی نشین و از مراکز سلوکیان بود ساختند و آنرا پایتخت کردند. شهر تیسفون چندین قرن بعد از بر افتادن اشکانیان نیز رونق داشت و پایتخت بود و بغداد که اکنون پایتخت عراق است یکی از آبادی های نزدیک آن بشمار می رفت.
زبان و خط
زبان پارتی ها یکی از زبان های ایرانی بود که به
"پهلوی" معروف
است. کلمه پهلوی صورتی دیگر از همان کلمه "پرتوی" یا "پارتی"
است. این
زبان با پارسی باستان که زبان شاهنشاهان هخامنشی بود از یک ریشه بوده است.
زبان
پهلوی اشکانی را به خطی می نوشتند که آن نیز "خط پهلوی" خوانده می شود.
این خط از راست به چپ نوشته می شد.
زندگی و پرورش
به جوانان پارتی پیش از همه چیز سواری و
یتراندازی می آموختند. پارتی ها در این فنون چنان استاد و ورزیده بودند که در جهان
آن روز نمونه و مثل شمرده می شدند. در زد و خوردهای پیاپی که میان اشکانیان با
سلوکیان و رومیان روی می داد همیشه چابکی و استادی سوارکاران پارتی بود که موجب
پیروزی ایرانیان می شد.
شکار
نیز یکی از کارهای مهمی بود که جوانان می بایست بیاموزند. جامه مردان پارتی قبائی
بلند و گشاد بود با شلواری فراخ، نوار پهنی بجای کلاه دور سر می بستند تا هنگام
تاخت و تاز، موی سرشان پریشان نشود. زلف و گیسو را بلند می گذاشتند و موی ریش را
حلقه حلقه می کردند. گاهی نیز ریش را می تراشیدند.
سلاح
ایشان کمان های محکم بود با شمشیری که حمایل می کردند. همه مردان خنجری راست و پهن
به کمر می بستند. سواران جنگی نیزه ای نیز در دست داشتند.
این وبلاگ را در زمان دانشجویی از سال 1389 ساختم ، پس از مدتی وقفه مجدد فعالیت خود را آغاز و در این مدت در زمینه های مختلف از جمله، نماینده حقوقی فرمانداری، عضو هیات حل اختلاف کارگر و کارفرمایی، کمیسیون کفالت و معافیت از خدمت سربازی، مدیر میراث فرهنگی، مدیریت بحران شهرستان، ستاد صیانت از حقوق شهروندی، کمیسیون حقوقی ستادهای انتخاباتی و ... ایفای نقش داشته و از سال 1402 به عنوان وکیل پایه یک دادگستری مشغول به ادامه فعالیت حقوقی و اجتماعی خود هستم.